صاعد الأندلسي

82

التعريف بطبقات الأمم

چادرنشينى كه در فاصلهء مكاني رم - قسطنطنيه ، چنان ايجاد ناامنى كرده بودند كه از حدود 340 ق / 951 م به بعد ، سفر از هريك از اين دو شهر به ديگرى ، از راه خشكى ناممكن گشته بود . قاضى صاعد از تاريخ عمومى مصر ، اطلاع چندانى به دست نداده است ؛ امّا در باب تاريخ طبيعي أنواع جانوران وأصل تنازع بقا وبرآمدن نوع انسان از ميان آنها ، از كتاب المؤلّف في أخبار مصر تأليف مورّخى موسوم به الوصيفى / الوصفي [ ظ : المسبّحى ، عزّ الملك ] ، مطالب بسيار مهمّى را نقل كرده كه مورد اعتقاد دانشمندان مصر باستانى بوده است ؛ ليكن با نقدي كه از آن مطلب كرده ، نشان داده است كه خود به اهميّت اين آراى ارزشمند ، وقوفي ندارد . در عوض ، وى تاريخ عمومى وسياسي قوم عرب را بتفصيل ونسبتا كامل بيان كرده واز عرب انقراض يافته ( بائده ) ، همچون : عاد ، ثمود ، طسم ، جديس ، عمالقه وجرهم واز عرب باقي مانده ( باقيه ) ، چه عدنانى وچه قحطانى سخن گفته وتاريخ دورهء جاهليت ودورهء اسلام هركدام را شرح داده وايشان را به‌طور كلّى به دو دستهء شهرنشين وكوچ‌نشين يا صحراگرد تقسيم وهمچنين از تاريخ مهاجرتهاى بزرگ ونيز از توزيع مكاني وجغرافيايى قبايل عرب بحث وتفصيل بيشتر در اين زمينه را به كتاب ديگر خود ، جوامع أخبار الأمم من العرب والعجم احاله كرده است . قاضى صاعد ، از آن پس ، با طرح مبعث حضرت رسول ( ص ) به عنوان يك نقطهء عطف تاريخي عظيم در ميان قوم عرب ، شمّه‌اى از تعاليم آن حضرت را باز مىگويد وسپس به بيان اجمالي تاريخ خلفاى راشدين ، امويان وعبّاسيان مىپردازد . نكتهء بسيار جالب توجّه در اينجا ، طرح نمودارگونه‌اى است كه قاضى صاعد از ظهور تا سقوط تمدّن اسلامى ارائه داده وبدين ترتيب خود را به پايگاه بلند يك فيلسوف - مورّخ بالا برده است . أو در اين طرح از ظهور آيين مقدّس اسلام وتوسعه وپيشرفت فرهنگ وتمدّن اسلامى وسير صعودى آن تا رسيدن به نقطهء أوج منحنى در سال 300 ق / 913 م وسپس از شروع سير نزولى آن از همان تاريخ به بعد ، تا زمان